پیدا کردن مشتری

چگونه افرادی را بیابید که به خدمات شما احتیاج دارند؟

دو دیدگاه مختلف برای جذب مشتری وجود دارد که هر کدام از این راه کارها در جای خودش مهم و کاربردی است وبه شما کمک میکند که افرادی را که به خدمات شما احتیاج دارن را پیدا کنید.

اولین ذاه کار این است که نسازهای مردم را بشناسید و متناسب با آن نیازها خدماتی را ارائه دهید و یا کالایی را تولید کنید ، خیلی از کارافرین های موفق بیشتر از این روش استفاده می کنند.

اگر اولین مشتری از محصول یا خدماتی که به انها ارائه شدخیلی راضی و خوشحال باشد ، این موضوع به تنهایی عامل فروشهای بعدی انها می باشد ، چرا که مشتری راضی و خوشحال خودش تبلیغ کننده محصول جدید می باشد و مشتریهای دیگرهم جدب شده و خواهان خرید محصول و یا گرفتن خدمات هستند.

این روش در هر زمینه ای که کرش را بکنید حواب می دهد ، از فروش ساندویج گرفته تا فروش نرم افزار. به این دیدگاه “جذب “یا” کشش” می گویند.

رویکرد بعدی توسعه محصول یا خدمات و سپس پیدا کردن مشتری هست که این مخصول برایش مفید باشد. مثل کاغذهای پشت چسب دار که خیلی اتفاقی در یک آزمایشگاه کشف شد که البته این چسب فقط به پشت کاغذ می چسبد . این کاعذ چسب دار روی جاهای دیگر به طور دائمی نمی چسبد..

مثال بعدی همین کامپیوتر استکه اول اختراع شدو بعد بازاریابی شدو حالا جزئی از زندگی همه ما شده و حتی در سفر هم از این وسیله استفاده می کنیم. به این ذویکرد “رانش” یا “هل دادن” می گویند.

امروزه خیلی از موسسه های تبلیغاتی ،کارهای بازاریابی مخصول جدید را انجام میدهند و مشتری کالا یا خدمات خودش را که یا جدید است و یا سابقه چندین ساله داردبه موسسه معرفی می کند و موسسه با تبلیغاتی که می کند حالا با تولید انیمیشن یا از طریق رسانه های احتماعی و روشهای مختلف دیگر ، احساس نیاز نیاز رو در در مخاطب ایجاد می کند.

گاهی حتی موسسه بعد از اینکه کالا یا خدمات را بررسی می کند و کاربردهای آن را پیدا می نماید ، خودش هم کاربردهای دیگری به آن اضافه نموده تا برای مخاطب جذابتر باشد و افراد بیشتری برای خرید محصول تشویق بشوند.

برندهای زیادی هستند که الان به شهرت رسده اند ولی اولین بار که کارشان را شروع کردند بازار کمی را در دست داشتند و خیلی سنتی کار می کردند ولی با ارائه خدمات خوب و محصول با کیفیت مشتریانشان بیشتر شد و کم کم کارشان را توسعه دادند و به صورت صنعتی و کارخانه ای وارد عمل شدند.

مثل خیلی لز برند های صنایع غذایی که ابتدا شیشه های رب و مربا و ترشی خانگی را وارد بازار کردند که ابتدا به صورت سنتی در شیشه های در دار فروخته می شد اما الان در بطری های فشاری جدید عرضه می شود و بعد هم کم کم محصولات غذایی بیشتری را هم وارد بازار کردند.بازاریابی شخصی بیشتر با این رویکرد کار می کند ، یعنی رویکرد رانشی دارد.

هرچه شما خودت را بهتر بشناسی بازار بهتری برای خودت پیدا می کنی.اینکه ویژگیهای خودتان را بشناسید و بدانید در چه زمینه ای قویتر هستید و در چه زمینه ای ضعیف تر عمل می کنید، خیلی در بهتر شدن کار به شما کمک می کند و این یعنی شناخت استعداد های خود تا درست تر عمل کنید.

گام بعدی این است که ارزش ها را بشناسید، اینکه چه چیز هایی در گام و زندگی برای شما مهم است ، بعد می توانید روی کارهایی که دوستشان دارید تمرکز کنید تا عملکرد بهتری داشته باشید.

هرچه شناخت شما از ارزشها و استعداد هایتان بیشتر باشد و در همان راستا هم گام بردارید ، در کار خود موفق تر خواهید بود و حتی کارفرماها و افراد بیشتری به سمت شما جذب می شوند.

این افراد یک سری وجه مشترک با شما دارند و نقاط قوت شما را تحسین می کنند ، چه در استخدام آنها باشید و یا به صورت خویش فرما عمل کنید آنها به کارایی شما احتیاج دارند و صد البته این به این معنی نیست که همه عاشق شمامی شوند.

مانند غذایی که شما عاشقش هستسد و عده ای دیگر هم مثل شما عاشق همان عذا هستند و عده ای هم از آن عذا بدشان می آید.

در نتیجه وقتی شما خود را خوب بشناسید بعضی افراد جذب شما می شوند و بعضی هم از شما دوری می کنندو به این ترتیب شما افرادی را که به کار شما نیاز دارند را می شناسید.

به این ترتیب به این نتیجه مهم می توان رسید که که به جای اینکه شتابزده و عجولانه بخواهید به ایده بعدی خود فکر کنید، به این فکر کنید که چطور همین کار فعلی خودتان را برند کنید و گسترش دهید.

هرچه برند قوی تر ، جذب مشتری بیشتر! همانند برند آلیش ،چوپان و سایر برندهای موجود در بازرار.

نظر